الشيخ الصدوق ( مترجم : تهراني )
707
علل الشرايع ( فارسي )
سماعه نقل كرده كه وى گفت : از او پرسيدم : مردى اجيرى گرفته ، اجير متاع مستأجر را بر مىدارد حكمش چيست ؟ حضرت فرمودند : اجير امين است سپس فرمودند : اجير و ميهمان امين بوده و حدّ سرقت را بر آنها جارى نمىكنند . حديث ( 3 ) محمّد بن موسى بن متوكَّل رحمة الله عليه از على بن الحسين سعدآبادى از احمد بن ابى عبد الله برقى از حسن بن محبوب از على بن رئاب از محمّد بن قيس ، از حضرت ابو جعفر عليه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند : ميهمان هر گاه مال ميزبان را سرقت كند دستش را قطع نمىكنند ولى اگر ميهمان شخص ديگرى را به خانه ميزبان خود ضيافت كند و آن شخص مالى را از آن خانه سرقت نمايد دست ميهمان ميهمان را قطع مىكنند . حديث ( 4 ) پدرم رحمة الله عليه از سعد بن عبد الله ، از احمد و عبد الله پسران محمّد بن عيسى ، از ابن ابى عمير از حمّاد ، از حلبى ، از حضرت ابى عبد الله عليه السّلام مىپرسد : مردى اجيرى مىگيرد و او را بر متاع و مالش مىنشاند و مىرود ، اجير متاع را مىدزدد حكمش چيست ؟ حضرت مىفرمايد : اجير امين است . سپس راوى از امام عليه السّلام مىپرسد : اگر شخصى نزد ديگرى آمد و گفت : فلانى كه دوست تو است مرا فرستاده است كه مال كذايى را به من دهى تا به دستش برسانم . و آن شخص مال را به او داد و تصديقش كرد كه فرستاده دوست او است سپس دوست خود را ملاقات كرد و گفت : فرستاده ات پيش من آمد و مال كذايى را به او دادم كه به دست برساند . آن دوست گفت : من كسى را نزد تو نفرستاده و هيچ كس چيزى به دست من نرسانده است اكنون در اينجا حكم چيست ؟ حضرت فرمودند : اگر بيّنه اى قايم شود كه او رسول را نفرستاده البتّه دست آن رسول سارق را قطع مىكنند . و معناى اين كلام آن است كه رسول خدا يك بار اقرار نموده كه آن شخص وى را نفرستاده سپس حضرت اضافه كرده و فرمودند : و اگر بيّنه قائم نشده آن شخص بايد قسم به خدا بخورد كه وى را نفرستاده ، در اين صورت صاحب مال ، مالش را از رسول مىگيرد .